معين الدين محمد زمچى اسفزارى
96
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
كه او مردى ديد با جامهاى سفر و علامات مسافران بر وى ظاهر ابن عباس از وى پرسيد كه از كجا مىآئى ؟ گفت : از خراسان ، گفت از كدام شهر ؟ گفت : از هرات گفت از كدام ولايت هرات ؟ گفت از فوشنج ، ابن عباس گفت از حضرت خواجه كاينات عليه التحية و الصلواة شنيدم كه گفت ابراهيم خليل را غم دو مسجد بود يكى مسجد حرام و ديگر مسجد فوشنج هرات يعنى به « رباط پى » پس ابن عباس پرسيد كه آن درخت چگونه است ؟ گفت بر حال خويش است ، گفت پدر من عباس بن عبد المطلب حكايت كرد كه من در سايهء آن درخت بسيار قيلوله كردهام . « 1 » و نيز روايت كردهاند از ابو على رزين باسناد متصل بانس مالك رضى إله عنه كه گفت چون خراسان فتح شد لشگرها آغاز گردنكشى كردند و بنزديك عمر گرد آمدند كه ما چنين كارى كرديم عمر رضى إله عنه گفت مرا با خراسان چكار كاشكى ميان من و خراسان كوههاى آهنين بودى و هزار سد چون سد ياجوج و ماجوج ، على ابن ابى طالب رضى إله عنه حاضر بود گفت مهلا يا عمر اين سخن بگذار به تو نرسيده است كه مهتر عالم صلى إله عليه و سلم فرموده است كه بدرستى كه حضرت حق تعالى را در خراسان شهريست كه آن را هرات خوانند برادرم ذو القرنين او را بنا كرده است و اساس نهاده و در وى نماز گزارده . عرصهء فراخ دارد و جويهاى آب روان بر هردرى از درهاى او فرشته است تيغ برهنه در دست كه بلا و رنج از اهل او دور مىكند تا بروز قيامت . و بدرستى كه خداى تعالى را در خراسان شهريست كه او را هرات گويند با هواى خوش و جويهاى آب روان ، و بر وى درود و تحيت گفت ذو القرنين و الياس و خضر هيچكس بر انشهر قادر نگردد . و هرگز فتح نشود مگر بآشتى هرروز خداى تعالى به نظر رحمت بدان شهر نگرد و بيامرزد هركرا خواهد و عفو كند از هركه خواهد . و گفت هيچ ميدانى اى عمر كه ميان هرات و فوشنج چند راه است گفت فرسنگها باشد گفت هفت فرسنگ است كه ميل كموبيش نيست و اين معنى حضرت مصطفى
--> ( 1 ) - حديث مبسوطى است در مناقب بلدان خراسان « اللالى » المصنوعه فى الاحاديث الموضوعه » جلال الدين السيوطى - ج را ص 468 - 466 .